جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید ...
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید !

×××

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم.

آخرین نظرات

وقتی به من فکر میکنی هوای خونه بهتره 

حتی همین فکر محال منو به رویا میبره... 

فکر محال ؛ یه ترکیب ساده ست ولی نه واسه من ؛ 

بهت گفتم " ولی کاش تو منو عاشق بودی " میخواستم ادامه ش بگم اگه منو عاشق بودی این دفعه بهت تمام روزامو میدادم ، نگاهامو میدادم ، دستامو میدادم ، نفسامو میدادم ، بیا جای منم نفس بکش و همین لحظه یادم افتاد که شایدم برعکس ، کنار تخت میخوابم

 مگر هوا که بند آمد

 نفس کشیدنت باشم ...

ننوشتم برات ، ننوشتم برات که منو به من پس نده باز ، بیا منو زندونی کن ، دور تنم قفس بکش چون چه فایده ؟

تهش چی...؟

سر و تهش فکر محاله بالام جان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۷
D:

تو بهترین شعر منی

باید تو رو پیدا کنم ...

نبودنت بغض میشه تو گلوم ، اشک میشه تو چشام ، نبودنت میشه اهنگای مهدی یراحی تو گوشم 

گستاخانه ست حرفام ، ولی بیا ، تو که ادبیات رو بهتر از من بلدی بیا بگو کجای ادبیات اینجوری شد که داستان ما شده ؟ 

کاش شاعر بودم ، کاش اندازه ی تو خوب شعر میگفتم ، اخه شعرات مثل عطر میمونه

عطر معجزست ، وقتی یه جا و با یه نفر یه عطری رو بشنفی تا ابد با بوی اون عطر یاد اون ادم میفتی

حالا شعرای تو هم عطرن ، عطر تمام روزای خاکستری ای که داشتیم .


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۹
D:

کانال زدم .

بیاید ، و غیر از خودتون باید یکی از دوستاتونم بیارید :))) البته اگه همه ی دوستاتون بیان که عالیه (((:


@musictahmili 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۰۷:۵۹
D:

سلام علیکم

الوعده وفا

@panoraniom


خواستید تشریف بیارید   ، خواستید بیاید سک سک کنید و برید ، خواستید بخونید و بدون عضو شدن در برید

خلاصع آزادید هر مدل گهی ، عه ببخشید ینی ازادید هر کاری که میخواید بکنید .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۴۱
D:

خب احتمالا منم مثل اکثر بلاگرها کانال بزنم چون دیگه مثل گذشته حوصله ندارم اینجا بنویسم

یعنی خب حرفام در حد یه خط دو خطه و کانالم هم اگر زده بشه ، مثل سایر بلاگرها صرفا روزنوشتی چیزی خواهد بود ((: 

ولی هنوز نزدم ، اگه زدم میام اینجا مینویسم ادرسش رو برای همه کسانی که میخواهند بدانند تهش من میرم میرسم به کجا ((((: 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰۷ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۱
D:

خب خب خب

اینجا رو خاک گرفته ، ولی تصمیم دارم برگردم بهش .

کامنت های فراوانی مبنی بر زنده بودن یا مرده بودن من گذاشته بودید :دی ، خب باید بگم زنده ام ، برید سجده شکر به جا بیارید حالا ^____^

و پرسیده بودین چی قبول شدم

پزشکی شهر خودمون

الحمدالله شکر بسیور راضی ام ، ان شالله که راضی بمونم تا اخرش.

عکس بغل هم اگه زشته زشتی از خودتونه ، اگه خوشگله خوشگلی از منه ، اگه خزه هم که قطعا شما خز هستین :/ . 

و متاسفانه امتحان دارم الان و دارم با گوشی تایپ میکنم ، ولی چند وقت دیگه میام یه عالمه مینویسم و غر میزنم و از اتفاقای خفن و خوب و بد این روزام میگم واستون


و خب خدافظ دیگع ، فعلا خدافظ.



+ عنوان هم از اهنگ در حال پخش اقتباس شده.




۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۱۶:۰۶
D:

خیلی وقت است که از آن حس و حال خوب و خوشایندم بیرون امده ام و توی عالم ناجوری سیر و سفر میکنم ؛ حالم بد ، زندگی بد ، ولی لبخند بر لب.


و هیچکس هم نمیتواند جلویم را بگیرد که این مزخرفات را از خودم بکنم و بیندازم دور ، نمی توانست یعنی ؛ تا امروز که رفتم جلسه ی کانون ادبی و آن دو نفر را دیدم و یادم افتاد که زمانی چه قدر حالم خوب بود ، چه قدر شبیه یکی از آن ها ، عندلیب بود اسمش ، بودم .

.

.

.

برایشان متنی که نوشته بودم را خواندم و دست زدند و افرین و به به چه چه های فراوان و از میان تمامشان زل زده بودم به آن دو نفر و آن دو نفر نمیدانستند چه عشقی نسبت بهشان در من شکل گرفته.




+ نمیخوام باور کنم دیگه هیچ شعر عاشقانه ای در جهان واسه من سروده نمیشه ؛ نمیخوام ؛ حتی اگه علنا بیای و این حقیقت رو توی صورتم تف کنی .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۵
D:
یه سری آهنگا هستن که هر موقع دوباره گوششون بدی متوجه میشی که تازه ن ؛
مثلا "کجایی" محسن چاووشی.


جدا فکر نمیکردم همون حس فوق العاده رو دوباره ، بعد از ده هزاربار گوش دادن ، پیدا کنم .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۶ ، ۱۶:۳۷
D:

رفته بودم بچه های پزشکی شهرکرد رو ببینم در جهت آشنایی بیشتر

که متوجه شدم قرار وارد جمعی بشم که از نظر فکری و اخلاقی چند قدمی تا فاجعه فاصله دارن

حالا نمیدونم من بدشانس بودم ناجورای کلاس رو دیدم یا همه اینطوری ن

به این صورت که چپ چپ نگات کنن ، با یه حالتی که " ما فقط تو کل ایران پزشکی قبول شدیم " و ایضا یه حالتی که گوییا آسمون باز شده و اینا افتادن پایین.

حالا البته خیلی شنیدم که ترمای اول اینطوریه و به مرور خوب میشه ؛ و حقیقتا تنها امیدم به اینه که به مرور خوب بشه .

به هر جهت متوجه شدم تنها راهی که میتونم از خدشه دار شدن شعور و شخصیتم تو این جمع جلوگیری کنم اینه که منم خودمو بگیرم و خودخواه ومغرور باشم ، حتی چند درجه بدتر و وحشتناک تر :|

امروز به وضوح دیدم که لبخند زدن و گرم برخورد کردن و مهربون بودن و شوخی کردن صرفا باعث میشه اونا بیشتر خودشونو بزرگ ببینن و بیشتر تو رو یه احمق کوچیک تصور کنن و خلاصه شخصیتت با گح یکسان میشه.


گرفتاری شدیم بقران.




+ خانوادمونم هی میگن حالا میرفتی دندون و من هی میگم دیگه استخاره زدیم و تاکید  کرده که برو پزشکی ، لابد یه خبریه تهش که انقدر موکد گفتن بریم پزشکی .

بعد یادمه قبلا میگفتم دندون ، و ایشان می فرمودن فقط پزشکی.

توهم تئوری توطئه که میگن همینه .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۶ ، ۱۷:۳۹
D:
واست اهنگ خوشبختی باراد رو میفرسته و میگه این آهنگه مال تو ، حالا دیگه غصه نخور  


واسه چند دیقه غصه نمیخورم ، و خوشحال میشه.

دو تا جمله ی ساده ست ، ولی حس توش یه جنس عجیب شادی و غم و خوشی و ناراحتی و عشق و تنفره که فقط خودم میفهمم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۲۹
D: