جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید ...
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید !

×××

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم.

آخرین نظرات

هشتک خوابگردی هشتک

سه شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۲ ب.ظ

ای مریدان

همانا که دیشب نزدیک بود که شیخکم به باد فنا رفده ، فوت شود و همگی یک حلوای درست حسابی برای این آخر هفته بیفتید -_-

دیشب که ما در خواب بودیم و خواب عروسی داییمان را میدیدیم و در خواب داشدیم رقص چاقو میرفدیم  نمیدانیم چه شد که وسط رقص چشممان باز شد و  اطراف را همی نگاه کردیم و ناگهان با یک صحنه ی خوفناک ناجوری رو به رو شدیم...

یک نفر داشد وارد سرای ما میشد ... به سایه اش نمیخورد انسان باشد ... یک موجود عجیب الخلقه بود ... و از آنجا که به تازگی تیزر فیلم "آنابل"
 را دیده بودیم حدس زدیم که همان عروسک نفرین شده ی کذاییست که این بار به سراغ ما آمده اسد...

در همان بحبوحه که عرق همی از سر و روی ما جاری میشد  از تخت خواب خود بلند شدیم تا مثل دیوانگان عربده زنان از اتاق خارج شویم که ...

متوجه شدیم آن عجیب الخلقه برادرمان است :|

و اینطوری که فهمیدیم چند بار قبل هم در خواب پا میشده تو خونه قدم میزده :|  واین دفعه ی چهارمه تقریبا :| به بیماری خواب گردی مبتلاست اخمخ...


وقتیم که بهش گفدم ای مرگ ، بمیری سکته کردم  با این قیافه پچولت  :/ نصفه شبی چه غلطی میکنی تو اتاق من ؟

برگشته میگه زررررر نزنننن من چرا اینجام ؟  

سوال منم همینه :/ واس چی اینجایی ؟

نمیدونم ... حالا میرم تو اتاقم ، کصافط خواب از چشم در اومد ...:|

×××

و بدین نمط بدبختی مرا غایتی نیست ...

×××

پ.ن.1 : من لفظ صوبت کردنم با داداشم همینه ...موشکلی هم دارید به من مربوط نیسد :|

پ.ن.2: خواب گردی بیماری باشه یا نباشه چون داداش من مبتلاست بیماری محسوب میشه -_-

پ.ن.3 : داداشم گودزیلای دهه هشتادیه ... شانس نداریم که وگرنه می بایست دهه هفتادی باشه :/

پ.ن.4 : شانس ندارین که وگرنه میتونستین یه حلوا + یه دست کوبیده این آخر هفته بیفتین :دی 

البته سپردم اگه مردم به یاد مرحوم شیرینی ناپلئونی هم بدن ^_^ من ناپلئونی خیلی دوسد :|

fan boys




موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۲
D:

نظرات  (۱۲)

دست داداشت درد نکنه دمش گرم-_-
پاسخ:
بیا شوهرتو جمع کن لدفا -_-
یا شیخ! 

متاثر گشتم از این پریشان خوابی شما! خدا را شکر که مراد ما صحصیح سالم است؟!؟!؟ 

اما نمی دانم پای سیبیل را چرا وسط کشیده اید؟!؟!؟! سیبیل چه ربطی این ماجرا دارد؟؟؟؟؟!؟؟!
پاسخ:

من همه ی مریدان را کدگذاری کرده ام -_-

مرید چشم بلبلی ، مرید سیبیل قشنگ ، مرید ته ریش دار ، مرید اعظم و... ، سیبیل شما به این دلیل به این ماجرا مربوط است :|

×××

یا مرید ! 

شیخ الشیوخ پانی در سلامت تام به سر میبرد / از این پریشان حالی بیرون بیا و به مکاشفه در لاهوت و جبروت بپرداز -_-


من تیتاپ دوس ندارم :(((((
من چنجه میخوااام :) یا شیخ با مریدان مهربان تر باش
پاسخ:

مریدان را رو بدهی پررو می شوند -_-

پذیرایی کلا دو دسته می شود :

کیک یزدی با آب هویج + تیتاپ و ساندیس

و من الله توفیق...

خخ شتر در خواب بیند پنبه دانه :)) البته فک نکنی منظورم با شماسا 
ایشالله دانشگاه اصفهان قبول میشی به جا اش و حلوا یه دست چنجه با ماست و موسیر و دوغ و مخلفات مهمونم میکنی تا شاید جبران این زود تر مردنه من بشه :))
پاسخ:

من باس زود مردن یو رو جبران کنم ؟ :) عجبا و صد شگفتا :|

بله فهمیدم منظورت با کی بود -_- :دی

ایشـــــــــــــــآلله

به جا آش و حلوا به همه تیتاپ و ساندیس میخوام بدم =)) حتی شما دوسد عذیذ.


۰۲ تیر ۹۴ ، ۱۵:۰۸ ♛ ♛ آرین ♛ ♛
خداوند بی انباز، انشاالله ارحمن، به برادر گرامی تان خیر و بزرگی عطا فرماید که اینگونه نیک سخن و نیک سرشت هستند. ما را آرزوی ملاقات این بزرگوار گرفت (رحمت الله علیه) [فقط نخورند ما را -_- ]

عیبی ندارد بزرگ میشنود و این خطوه ها را در خواب ترک خواهند نمود. فقط ما دقیقا نتوانتسیم شیر فهم شویم که در کدام قسمت از متن اخوی شما در شرف مرگ بودند (زبانم لال). توضیح شما موجب کمال امتنان است.
پاسخ:

انورالله برهانکَ !

بسیار زالوصفت هسدند ایشان ، اگر پایشان به دنیای مجازی باز شد اسباب آشنایی را فراهم خواهم کرد .

{ تضمین نمیکنم نخورند شما را -_- }

×××

 دیگر چه قدر گودزیلا میخواهند بشوند مگر ؟ :|  ان شالله تعالی که ترک می نمایند...-_-

×××

اخوی اینجانب در شرف مرگ نبودند ، شخص شخیص اینجانب در شرف مرگ بودم :| ای مرید چشم بلبلی ابتدای متن که نوشته شیخکم :|

موجب کمال امتنان شد یا رسم شکل نیز نیاز است ؟

بدترین شکنجه ای ک می شه ب من وارد کرد اینه ک شبا با یکی هم اتاقی باشم و بخوابم.....کلن اون طرف می تونه همه ی زندگی منو بفهمه....آجیم هم همه چیو می دونه ولی ب رو نمیاره...می گه من از کجا یادم بمونه ک تو توی خواب چی می گی؟
از لحاظ تحمل ی گودزیلای دهه هشتادی ب شدت درکت می کنم....!
راستی ی چیزی یادم رف بگم ک واسه اون عکسه علاوه بر نظراتت، شعر های خوشگل هم بگو...
پاسخ:

من تجربه نکردم این هم اتاقی رو ... :))

ولی شکرخدا همه چیزم از داداشم جداس -_-

×××

سخته فاصله... خیلی سخته تحملش ... :دی

×××

اوکی دوسد جونیم :**

اس میدم بهت

بابا زنا عمرشون درازه :( اون که هیچ تازه سه چار سالم ازت بزرگترم کلا من زودتر میمیرم :(( حلوا به تو میرسه 
پاسخ:

     ای باباش :|

حالا وختی دانشگوه اصف قبول شدم به جای آش پشت پا حلوای پشت پا میپزن بیا ببر :|



۰۲ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۴ تنها همدم ماه
راستی خواهر داشتن خیلی خوبه ها
برادر کوچیکم خوبه
من عوضش با بابام مثه ابجی میمونیم :دی
پاسخ:

نه من خواهر دوست ندارم -_- باید تک دخدر خونه باشی -_-

برادر کوچیکم آره بد نیست ... :)))) واسه کرم ریختن خوبه :))))

:دی

۰۲ تیر ۹۴ ، ۱۴:۲۴ تنها همدم ماه
امان از گودزیلا ها :)))

پاسخ:
:))) :|
:| نیمیخوام اصن 
پاسخ:

       :|

نگران نباش باو بالاخره یه روز که میمیرم :|

        :|

به به چه سیبیلایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سیبیلو برداشتن ابرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به سایت منم سر بزن
پاسخ:
       چون متن رو نخوندی عمرا بیام سر بزنم -_-
خخخ من حلوا میخوام باید با داداشت صوبت کنم همراه با حرکت صدا هم از خودش در بیاره :))
پاسخ:

دره اتاقشو قراره قفل کنیم :)))

پنجرشم قراره گل بگیریم :)))

دیگه فکر نمیکنم از این اتفاقات بیفته ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">