جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید ...
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید !

×××

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم.

آخرین نظرات

دست منو بگیر ؛ حالم جهنمه ۴

چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ق.ظ

باز میپرسمت از مسأله ی دوری و عشق 

                          و سکوت تو جواب همه ی مسأله هاست....







دلتنگتم ستوان دوم ، ندیده دلتنگتم  ؛ دلتنگ چی ؟ نمیدونم ؛ اصلا مگه ادم دلتنگ خاطره های نداشته میشه؟ یا دلتنگ جاهایی که تا حالا نرفته ؛ نمیدونم ولی من دلم تنگ شده. 

خرم آن روز که باز آیم و بالا سرت گویم ( وزن نداره ادبا ، چون واسم مهم نیست وزنش)

آمدم ! وه که چه مشتاق و پریشان بودم ....

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۶
D: