جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

جــنــگــــ زده

می نهم پریشانی بر سر پریشانی

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید ...
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید !

×××

یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم.

آخرین نظرات

درماندگی.

يكشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۵۵ ب.ظ

اینطوری که من میبینم خداوند متعال با الهام مستقیم از عذاب صالح و لوط داره ما رو عذاب میکنه ؛ سیل ، بارون فراوون ، رعد و برقای وحشتناک و صداهاشون ؛ 

دیشب بود ؛ من که صدای لودر هم نمیتونه بیدارم کنه ساعت سه و نیم صبح از صداهای وحشتناک آسمون و صدای چیک چیک چیک ناودون بیدار شدم  ؛ خیلی میترسیدم

از چی ؟

از همین صداها ؛ اینا واقعا هیچی نبودن ولی ترسناک بودن ؛ خیلی ترسناک ؛ من میخواستم یه نفر باشه بغلش کنم

بعدش رفتم نماز خوندم ، و فکر کردم به ستوان یکم بگم که دارم میترسم ، که حواست بهم باشه ، خب؟ 

بعد گفتم گناه داره ؛ شاید الان خواب باشه ؛ هر چند نمیدونم اونا خواب دارن یا نه ...

خلاصه بیدارش نکردم ؛ با خدا صحبت کردم و مساله رو حل کردم برای خودم ؛ به هر حال آدم یه وقتایی میخواد فقط خودش باشه و خدا ؛ بقیه نباشن.


دیشب عقلمو از دست داده بودم ؛ از شوق

شوق حرفایی که شنیده بودم راجع به دانشگاهم

شوق اینکه جفت دانشکده ی ستوان یکم ه 

شوق اینکه چه قدر همون چیزی ه که من میخوام ، و ستوان یکم میخواد و چه قدر خوبه در مجموع.


و این شوق زیادی ، کار دستم داد

رفتم شروع کردم چرت و پرت گفتن ، مزخرفاتی که صبح پا شدم خوندم و وفکر کردم چاره ای جز بلاک کردن فرد مورد نظر ندارم .


زندگی ه دیگه ؛ قرار نیست همیشه خوب باشه ؛ اصلا کلا قرار نیست خوب باشه .



صداهای آسمون الانم وحشتناکه ؛ 

درس نمیخونم ؛ خیلی وقته درس نمیخونم ؛ و انتظار دارم معجزه وار قبول شم مثلا ؛ آره یهو فرشته ها هبوط کنن رو زمین بعد بگن این سوال میشه این گزینه و اونم میشه اون

پوف

درمانده ام آقا ؛ درمانده.


موافقین ۳ مخالفین ۱ ۹۶/۰۲/۱۷
D: